تبليغاتX
لطفا"در مورد این وبلاگ درست قضاوت کنید! این وبلاگ در جهت خدمت به طرفداران" فرزاد حسنی " اداره می شود. فرزاد حسنی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
زود زود برگشتیم

سلام به همه ی دوستان خوبم

راستش قرار نبود به این زودی آپدیت کنیم تازه نوبت سحر جون هم بود ولی دیدم گناه داره بیش از این منتظرتون بذارم دیگه هول هولکی آپدیت کردم .

پست جدید رو با متن زیبای اقای حسنی که در آخرین برنامه ی "به بهار فکر کن"آغاز میکنم و جا داره از سارا جون و رویا جون تشکر کنم که متن رو برام نوشتند.

 

در دستانم قلب آسمان مي تپيد انگار همه ي ابرها همه ي باران ها در چشمان من خلاصه مي شد من تا آن لحظه روز را خلاصه كرده بودم شب را مختصر كرده بودم رنج را كوتاه كرده بودم آرزو را لاغر كرده بودم اما هرگز ،هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم هرگز تا امروز....... و جهان در تو مختصر شد تويي كه مي ديدمت در بيداري و گم مي كردمت در خواب چقدر در رؤيا بيدار بودم و درحقيقت خواب براي همه ي افسون ها و افسانه ها در خاطر نگه مي دارمت تويي كه نمي شناختمت به اين آشنايي و حال مي شناسمت به اين تنهايي و امروز بايافتن نايافته ها كارم سخت شد مانندخلاصه كردن دنيا كارم سخت شد اما هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم هرگز تا امروز....... بگذار هر طره اي كوتاه شده ي مسيري تاريك باشد و طولاني بگذار هر تاق ابرويي خلاصه ي قوسي باشد به بالا بلنديٍ شمسه ها ي آسماني بگذار هر چي ناشكن كم تر شده ي موج در موج بلا و شكن در شكن تيغ هاي اريان باشد بگذار بگويم اما هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم هرگز تا امروز....... برادر مختصر شد در نفس پنهان مادر كه تا دير وقت بيدار بود.پدر مختصر شد در چشم هاي نيمه باز خواهر كه تا دير وقت بيدار بود . خواهر مختصر شد در انتظار پدر كه تا دير وقت نمي آمد ومادر مختصر شد در يافتن برادر در پشت شيشه ي دير آمدن . و با اين همه اختصاراما هرگز ،هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم . هرگز تا امروز....... تمام صورتم در يك وجب دستانم اندازه مي شد و تمام وجودم در يك عجب نگاه تو . من اين عجب را وجب به وجب تا پيش تو آمدم و پس رفتم اما هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم هرگز تا امروز....... «و تو ،تو ،وتو بند بند خاطره را با من پيوند دادي شكفته تر از هر لبخند. و تو ،تو ، وتو ناله ناله عشق را تطهير نمودي شكفته تر از هر رؤيا . و تو ، تو، وتو فاصله فاصله ي جدايي را مرهم نمودي شكفته تر از هر اعجاز و تو ، تو، وتوقلب را،اعتماد را ،راستي را لاله هاي واژگون را و حس خوب دستان گره در دستان هم را به من سپردي تو دنيا را خلاصه كردي در و من مختصر شدم در تو و هرگز ابدي شد

تا هميشه از من تا تو از تو با من.همين وبراي هميشه تمام........»

 

واما پاسخ به سوالات شما:

 

فرناز خانم معروف به" خودمم" من بهتون ایمیل زدم نرسید؟

ببینید بچه ها من جمعه همین هفته میام نمایشگاه کتاب از صبح تا شب اونجام اگه موافقین قرار بذاریم صبح جمعه دم درب نمایشگاه هرکی موافقه بگه تا دقیق تر قرار رو بذاریم.یکم همت میخواد تا بتونیم همدیگه رو ببینیم.

.........................

لپ تپلی جون متاسفانه من با تور میام تهران برا نمایشگاه ایشالا... اگه شد تابستون هم یه قرار درست درمون میذاریم.

.........................

به به اریانا ی سکته ای بابا خوبه مرخص شدی از ccu اومدی کامنت گذاشتی وگرنه باید قرار میذاشتیم با بچه ها بهشت زهرا دنبالت بگردیم.منتظر عکسهات هستم.

........................

میترا جون من آهنگی رو که میخوای ندارم اگه پیدا کردم چشم.در مورد تماس با روابط عمومی شبکه 3 هم موافقم البته عنوان هم بشه با اجرای آقای حسنی.

........................

سپیده خانم رنجی نمیدونم منظور شما از این کارا چی بود ولی ما به اعتراض و بعضا"توهین عادت داریم.خدا همه رو ببخشه بنده ی حقیر چیکارم؟!

 

و اما اتحادی دیگربرای رسیدن به هدفی مهم تر:

بچه ها یه بار دیگه اتحاد این دوتا جمله رو هر کسی بذاره و

خواهشا بعدش دیگه کامنت نذارید مگه ما با پاتوق خداحافظی

 نکردیم مگه اقای حسنی برگشت که بعضی از دوستان اعتصاب

 رو شکوندند. دیدید کامنت مشترک و اعتصاب نتیجه داد و ایشون

 به عنوان کارگردان برگشتند پس بازم اتحاد بازم و کامنت مشترک

 تا ایشالا... به 7شنبه هم برگردند به عنوان بازیگر.

 

این دوتا جمله رو با هم بذارید جمله ی اول که مال منه قبلا هم گذاشتیم دوباره بذارید جمله ی دوم هم که نداجون رادمهر گفت اونم دنبال جمله ی اول بذارید.

" نبود اقای حسنی در 7شنبه و رفتنش به این شکل برای ما با پایانه 7شنبه فرقی نداره.خداحافظ پاتوق ،خداحافظ باشگاه ،خداحافظ خنده ها و گریه های خاطره انگیز وخداحافظ 7شنبه."

هميشه براي ساخته شدن رنگين كمان / هم به باران نياز است و هم به آفتاب.

من به عنوان يكي از هفتايي هاي هفت شنبه از شما تقاضا دارم

مسئله عدم حضور آقاي فرزاد حسني بعنوان بازيگر در مجموعه هفت شنبه را حل كنيد

تا اين رنگين كمان هفت رنگ دوباره شكل بگيرد

با تشكر

راستی رفتید تو سایت اهدا عضو بشید میدونم خیلی هاتون عضو شدید ولی احیانا"اگه هنوز تعدادی هستند که عضو نیستند بجنبید دیگه.ایشالا... چند وقته دیگه هم کارت عضویت براتون میاد دم خونتون.

 

بچه ها در مورد عکس هم یه توضیحی بدم فاطمه جون عکس نداره راهله و مهشید جون نتونسته بودند عکسایی که سمیرای عزیز برا من فرستاده بود و من گذاشته بودم تو وبلاگ ببینند که فاطمه جون براشون ایمیل کرد حالا منم برای راحتیتون و اینکه بعضیا نتونستند ببینند دوباره میذارمشون.

و حالا ۳تا عکس از نیلوفر عزیز:

 

اینم خود نیلوفر جونه که تو عکس سمیرا میتونید از روبه رو

ببینیدش

دیگه خیلی عکس شد .باز هم از سمیرا جون و نیلوفر جون تشکر میکنم هم از جانب خودم و سحر هم از طرف همه ی بچه ها.بابا با مرام

 

نوشته شده توسط مرضیه توکلی

|+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:42 بعد از ظهر | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar

sarzaminedoor Web Site