| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
بازگشت مرضیه و سحر
با نام خدای مهربون اولین پست رو آغاز میکنیم. سلام به تک تک هوداران که با تنها نذاشتن ما معرفت خودشونو بار دیگر ثابت کردند. دوستای خوبم یه موقع فکر نکنین من اینقدر بی معرفتم یا اینقدر سفر بهم خوش گذشته که در طول سفر کامنت نذاشتم باور کنید به اینترنت هیچ جوری دسترسی پیدا نکردم مسافرتم هم که به دلم زهرشد با این دروغ سیزده . دوستان خوبم من و سحر یک به یک کامنت های شما رو خوندیم ولی اگه بخوایم یک به یک جواب همه رو بدیم پست فقط میشه جواب پس من ماجرا رو تعریف میکنم اینجوری فکر کنم همه راضی میشند. و اما براتون بگم این چند وقت چه اتفاقاتی افتاد: اول از همه بگم که برا این خبر خوش رو تو وبلاگ خودمون نگفتم به اصطلاح میخواستم با آپدیت کردن شمارو غافلگیر کنم که نشد دیگه همه میدونید که از سایت توپ ایمیل زده بودند و گفته بودند که اقای حسنی از ادامه ی کار وبلاگ شما راضی نیستند و باید وبلاگ رو مسدود کنید سحر جون هم برای احترام گذاشتن به اقای حسنی بلافاصله وبلاگ رو مسدود کرد چون وبلاگ برای اقای حسنی و طرفداراشون بود وقتی ایشون نخواد که ادامه داشته باشه ما چیکاره ایم خلاصه بعد اینکه سحر جون وبلاگ رو مسدود کرد دوباره از توپ ایمیل اومد که اسم کاربری و کلمه عبور رو بفرسته برا اقای حسنی که بعد انجام این کار از طرف اقای حسنی ایمیل میاد ولی چون با فونت فارسی نوشته بودن سحر جون نتونسته بخونه الهی بمیرم منم که مسافرت بودم و سحر تک و تنها این همه ناراحتی رو تحمل کرد ایشالا... که منو میبخشه.خلاصه منم از به اصطلاح مسافرت برگشتم اول که کلی خوشحال شدم چون فهمیدم پایان 7شنبه دروغ بوده والکی مسافرتم خراب شد ولی وقتی ایمیل سحر رو خوندم همین جور پای کامپیوتر خشکم زد هاج و واج مونده بودم اصلا باورم نمیشد که بدون هیچ دلیلی وبلاگ رو باید ببندیم و با این خبر خستگی این چند مدت به تنم موند به خاطر همین از یکی از عزیزترین دوستایی که دارم خواستم که با اقای حسنی تماس بگیره وعلت رو بپرسه اون گفت که خودم بپرسم به نظرش بهتره خلاصه منم 4بار زنگ زدم ولی از شانس خوشگل من رو پیغامگیر بود منم ناامید نشستم یکم دیگه تلاش کردم بلکه بتونم کشف کنم اقای حسنی چی نوشته و بالاخره موفق شدم وقتی خوندم یک جیغی کشیدم نمیدونستم باید گریه کنم یا بخندم اقای حسنی نوشته بودند که ادامه ی دروغ سیزدس در اخر حرفاشون هم عذر خواهی کرده بودند و سلام به همه ی دوستان رسونده بودند وحضور گرم و صمیمی دوستان رو در وبلاگ ارزو کرده بودند. اینم از داستان هزارویک شب ما البته این ایمیل چندین روز پیش امده بود و سحر جون هر کاری کرده بود فونتش عوض نشده بود و نتونسته بخوندش منم که نبودم وگرنه زود تر از اینا از شوک خارج میشدیم. میدونید چیه؟ داشتم به این فکر می کردم که من اگه وبلاگ رو نمی بستم شاید آقای حسنی هیچ وقت بهم ایمیل نمیزد. چه خوب شد وبلاگ رو بستم نه؟ ولی بدیش اینه که آرشیو پاک شد ولی زیاد مهم نیست. مهم اینه که فهمیدم آقای حسنی به این وبلاگ سر میزنه و از ادامه کار ما در این وبلاگ راضیه. راستی من و مرضیه جون تصمیم گرفتیم دیگه هفته ای ۲بار آپدیت کنیم چون ۴بار در هفته خیلی زیاده. در هفته ۱بار من و ۱بار هم مرضیه جون آپدیت می کنه. اینجوری ما هم وقت بیشتری برای جمع آوری مطالب و کلیپ داریم. در ضمن جواب سوالهاتون رو تو قسمت نظرات پست قبلی دادم. اینم ۲تا کلیپ قدیمی از ۷شنبه و ۱ کلیپ از مسافری از هند اینم چند تا عکس این عکس رو قاصدک مهربونم برام فرستاده ممنونم اینم یه عکس دیگه
و اینم عکسی از سایت توپ (سیزده بدر سال ۸۵ )
نوشته شده توسط مرضیه و سحر |+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 و ساعت 6:28 بعد از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() متولد 21 شهریور سال 1356 در خانی آباد.
ترانه سرا, مجری, بازیگر و کارگردان رادیو و تلویزیون منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نويسندگان
سحر و مرضیهسحر مرضیه توکلی نوشته های پیشین
آذر 1386آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 پيوندهای روزانه
سایت رادیو جوانویلاگ مرکزی تسنیم به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی دخمل کنکوری سریالهای ایرانی عشق سینما سایت عضویت برای اهدای اعضا گروه هواداران فرزاد حسنی (مخصوص وبلاگ هواداران) آرشيو پیوندها آمار وبلاگ
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |