تبليغاتX
لطفا"در مورد این وبلاگ درست قضاوت کنید! این وبلاگ در جهت خدمت به طرفداران" فرزاد حسنی " اداره می شود. فرزاد حسنی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
یه جورایی مرتبط با تسنیم

 

نگام نمی کنی چرا؟

مگه نمی دونی اگه یه لحظه چشاتو ببندی دنیا تاریکتر از شب میشه؟

نگام نمی کنی چرا؟

مگه نمی دونی پیش نگاه تو زنده بودن رو زندگی می کنم؟

از پشت کدوم ابر، از سوی کدوم ستاره ، از اشک کدوم شبنم ، از مهر کدوم قلب؛

تو رو پیدا کنم؟؟

دوباره نگام نمی کنی چرا؟

از بس جز تو مرا تماشا کرد، دیگه خودمواز همه پنهون می کنم.

صدا نمی کنی منو؟ چرا ازم بی خبری؟ چقد باید گریه کنم؟ چرا منو نمی بری؟؟

 

 

سلام.

به مناسبت و میمنت ماه مبارک این پست یه جورایی حال و هوای تسنیمی به خودش میگیره:

 

یه عکس از جشن تسنیم پارسال:

 

 

 اینم تیزر تصویری تسنیم ۲:

تسنیم 2

 

 

عکس و کلیپ بعدی هم متفرقه س :

 

 

عکسی از برنامه " من خوبم تو خوبی ":

 

 

 

فایل صوتی کارشناسی دونه درشت و صفدر برای انتخاب رشته:

 

راهنمایی برای انتخاب رشته

 

 

راستی من و سوسن هم یه وبلاگ با عنوان " نامش انسان بود " زدیم. حتما اونور هم بیاین.منتظرتونیم.

 

 

  تسنیم سنتر ( گردهمایی وبلاگهای تسنیمی) کاری از حلقه وبلاگ نویسان رادیو جوان

 

 

 

تا بعد.

خدانگهدارتون

 

 

نوشته شده توسط مرضیه توکلی

 

|+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 10:47 بعد از ظهر | 
...خدا همین نزدیکی ست

 

می دونید چرا سریال "جواهری در قصر" اینقد مورد توجه مردم قرار گرفته؟؟

 

شخصیت های سریال و فضا درست مثل خودمونه.درسته که ما بانوی آشپزخونه و بانوی منشیا و ...

نداریم ولی عینا" شخصیتشون رو تو شغل ها و قالب های مختلف داریم.

 

یه مجری با اون همه سابقه کاری و اون همه محبوبیت به خاطر اینکه یه شب خودشو صرفا" مجری

ندونست و خودشو نماینده مردم تلقی کرد و از زبون اونا حرفاشونو زد باید اینجوری باهاش برخورد بشه!

 

مجری برنامه از قصر رونده نشد ولی بیماری قلبی ای گرفت که پزشک معالجش فقط حضور در کوله

پشتی رو براش منع کرد!

 

چرا وقتی خودتو از مردم میدونی میگند غیر حرفه ای و احساساتی هستی؟!

 

چرا همیشه باید طبق فرمول خودسانسوری وسندرم سیب زمینی پیش رفت؟!

 

چرا ما مردم رو اینجوری عادت دادین که وقتی مجری شبکه تلویزیونی قربون صدقه مهمونش نره و ازش

بطور صریح و بدون لفافه انتقاد کنه اونو محکومش کنیم؟!

 

چرا وقتی دلسوزانه انتقاداتش رو به امید رفع اونا میگه متهمش میکنیم که می خواسته ارزش های اون

قشر رو ببره زیر سوال؟!

 

خدمتگزاری وظیفه ست اگه در حین این خدمت نقصی بوجود بیاد جای گله داره نه اینکه به خاطر این

خدمت نقص ها رو فراموش کنیم!

 

مگه این مجری همون مجری برنامه " فوق العاده " که بهترین برنامه مناسبتی بعد از انقلاب در نوع

خودش بود، نیست؟؟

 

مگه این مجری همون مجری برنامه " پرواز همین و تمام " ویژه برنامه شهادت سردار احمد کاظمی

نیست؟؟

 

مگه این مجری همون مجری برنامه خانم " آرین" نیست؟؟

 

پس چرا به خاطر یه شب باید این همه سابق کاری فراموش بشه؟؟!

 

چرا بعد از اون برنامه همه شخصیتش از سر و صورت ولباس و کار و زندگی خصوصی و اعتقاداتش باید بره

زیر سوال؟؟!

 

خدایا چرا ما به این راحتی می تونیم در مورد بقیه قضاوت کنیم؟؟

 

مردم ما کجاییم؟؟

 

برنامه قرار نبوده امسال هم ادامه داشته باشه ولی به خواست شبکه مبنی بر درخواست مردم میره رو

آنتن اونوقت چطور میشه که تو یه شب همون مردم به مجری، طرز پوشش و رفتارش اعتراض میکننن؟؟!

این مجری همون مجری مقبول سری اول و دوم و سومه نمی دونم شاید این هم ماجرای همون بیماری

قلبی و منع پزشک معالج!!

 

یانگوم از قصر تبعید میشه... ، بر میگرده ولی یه لحظه هم در آرامش نیست! مدام براش مشکلاتی

بوجود میارند و کاملا" طبیعی اونو مقصر جلوه میدند که همه اطرافیان اونو تقصیر کار میدونند ولی به واقع

آیا یانگوم تقصیری داشت؟؟!

 

این روز ها سریال زندگی یانگوم شده سریال زندگی مجری کوله پشتی.

 

راستی مجری بیماری قلبی گرفت ، نویسنده هاش چی شدند؟!! آهان حتما" رفتن عیادت مجری.

 

به فرموده حضرت امام خميني (ره) «صدا و سيما دانشگاه ملي است» و آيينه اي است براي رفتار مردم

که آحاد جامعه از آن الگو برداری میکنه چرا باید به این راحتی به مردم دروغ گفتن رو یاد داد؟؟

 

مهدیا!

تو خواهی آمد و آواز با تو خواهد بود                       پرنده و پر و پرواز با تو خواهد بود

تو خواهی آمد و چونان که  پیش از این بودست       کلید قفل فلق باز با تو خواهد بود

 

 

 

نوشته شده توسط مرضیه توکلی

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 1:57 قبل از ظهر | 
نیمه شعبان

 

آسمان و زمین دگرگون شده بودند.

 

حادثه ای بزرگ روی میداد.پرتوهای الوان ورقصان نور از آسمان بر زمین می ریخت.

 

مرغان سفید از آسمان به زیر می آمدند، بالهای خود را به سر وصورت نوزاد میکشیدند و پرواز میکردند.

 

گویی سقف از میان برداشته شده بود و دیوارها به عقب رفته بودند.

 

آسمان، یکپارچه میدرخشید وپرندگان زیبا و رنگارنگی در اطراف خانه پرواز میکردند.

نوزاد را نزد پدرش آوردند؛

پدر نوزاد را در بر گرفت؛

چه میدید خدایا! باور کردنی نبود!

جمله ای روی بازوی راست نوزاد دیده میشد.

با ناباوری آن را خواند:

 

" جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا "

 

 

 

میدانم آدینه ای خواهی آمد

که سحرگاهانش سرشار از شمیم گل نرگس است

میدانم آدینه ای خواهی آمد

آنگاه که قناری برای گل نرگس می سراید

آنگاه که بیابان های زمین

لبریز از طراوت رویش گل نرگس می شوند

میدانم آدینه ای خواهی آمد

و ما با بغلی از گل های نرگس به پیشوازت خواهیم آمد

آنگاه که چک چک اشکهایمان بر گلبرگ های گل نرگس میچکد

آری، میدانم آدینه ای خواهی آمد

چشم به راهت می مانیم...

 

اولین دوره این جشنواره تفکر و تامل در سوره مطفٌفین بود ولی دومین جشنواره بزرگ قرآنی تسنیم در مورد سوره "هل اتی" انسان و تصویر یک آیه یا یک موضوع از آن در یک اثر (شعر ٬ قصه ٬ نثر ٬ نقاشی ٬ کاریکاتور ٬ گرافیک ٬ صنایع دستی ٬ فیلم و...) خواهد بود.

هدف از برگزاری این مسابقه تامل و تدبر در معانی آیات قرآن است.

شما میتوانید آثار خود را به:

شماره اس ام اس : ۳۰۰۰۰۸۸۸

E-mail به آدرس : javan@parazit.ir

و به صندوق پستی: ۵۷۴۷-۱۹۳۹

و با تلفن : ۲۲۱۶۷۷۸۳ (ستاد مرکزی تسنیم) تماس حاصل نمائید.

 

نوشته شده توسط مرضیه توکلی

|+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 11:39 بعد از ظهر | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar

sarzaminedoor Web Site