| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
اعتراضیه
اینجور که این چند وقت همدیگه رو شناختیم همه به آقای حسنی مدیونیم ایشون خیلی به گردن ماها حق دارند اونقدر که حتی نمیتونیم به زبون بیاریم. چه روزها وشب هایی بودند :لیله الرغائب ،5 روز اول ماه رمضون ،اعیاد نیمه شعبان ،غدیر و و و و و اما هفت شنبه برنامه ای که باعث شد خیلی هامون با رادیو آشتی کنیم برنامه ای که رنگ و بوی دیگه ای به جمعه هامون داد شاید اغراق نکرده باشم اگه بگم تموم هفته به انتظار رسیدن جمعه بودیم .برنامه ای باعث این همه دوست خوب پیدا کینم این خیلیه ها ختم 1000 صلوات یادتونه در طول این ختم برای کسانی دعا میکردیم که به غیر از اسم و فامیل هیچ آشنایی با هم نداشتیم و حالا اینقدر از لحاظ قلبی بهم نزدیک شدیم که تو خلوت هایی که با خدای خودمون میکنیم غیر ممکن این دوستارو از یاد ببریم .
پس حالا موقع این شده که از این همه ارزشهایی که بدست آوردیم دفاع کنیم این شاید تنها قدمی ست که ما میتونیم برای ایشون برداریم شاید نتیجه ای که ما انتظار داریم رو نده ولی یه بار دیگه نشون میدیم که ما چه طرفدارایی هستیم ما نباید بذاریم قضییه ی جذر و مد دوباره تکرار بشه اگه دوباره سکوت کنیم به بهانه ی اینکه این کارا فایده ای نداره پس باید منتظر برنامه های ناتمام مانده ی بعدی هم بمانیم پس این بار هم متحد میشیم .خودتون هم گول نزنین که آقای حسنی خودشون نمیخواد برگرده چطور ممکنه برنامه ای که اینقدر براش زحمت کشیده بود رها کنه ؟!یادتون رفته وقتی خواب مونده بودند باصدای هشنگ زنگ زدند عذرخواهی و گفتند که الان خودشونو میرسونند یا وقتی اصفهان بودند مراسم مرحوم نوذری بودند و و و و
پس دیگه سفارش نکنما حتما حتما متن اعتراضیه ی پایین رو پرینت بگیرین و به این دوشماره فاکس کنید بهونه هم نیارید که فاکس نداریم و فلان و بهمان حتما حتما باید فاکس کنید به خاطر آقای حسنی به خاطر خودتون و به خاطر دوستاتون
این متنو پرینت بگیرین پایینش اسم خودتون رو بنویسید و روز شنبه یا یکشنبه فاکس کنید
جناب اقای دکتر خجسته "" معاونت محترم صدای جمهوری اسلامی ایرانبا سلام و عرض خسته نباشید قبل از هر چیز بر خود لازم میدانیم از شما به خاطر تمام تلاش و همتتان در پیشبرد اهداف والای سازمان که چیزی جز رضایت مخاطبان نیست تشکر کنیم و مراتب سپاس از جنابعالی به جهت پیشرفت چشمگیر در این سازمان را به جای آوریم.پیشرفتی که واضح و ملموس است. این را ، سیل مخاطبان و رویکرد آنان به این رسانه میگوید.حدس و گمان را میتوان نادیده گرفت اما چیزی را که به چشم مشاهده میکنیم هرگز. شاهدیم رسانه ای که سالها مهجور مانده بود چطور در جهت سلیقه مخاطبانش پا گرفته و حالا به همت عزیزانی چون شما جوانه جدیدی زده و امیدی تازه در دل فرهنگ و هنر این جامعه پدید آورد ،حالا همین جامعه که ستون اصلی اش را جوانان آن تشکیل می دهند میخواهند این جوانه سبزفرهنگی را به یاری شما آبیاری کنند تا تناور شود...که مطمئنا" هدف مسئولین دلسوز همین است. حالا که به یاری خدا و همت شما عزیزان زحمتکش ، این رسانه با تمام محدودیت هایش توانسته در بدست آوردن مخاطب آگاه و تاثیرات نیک و مثبت بر روی آنان توفیقاتی کسب کند و راهی را که سخت و دشوار می نمود به خوبی پشت سر گذارد حیف است در بهترین زمان و جایگاه آن را به حال خود رها کرد و دست حمایت را از زیر این نهال نوپا پس کشید ،نهالی که درخشندگی خود رابعد از برنامه هایی چون " صبح جمعه با شما" و بعد "جمعه ایرانی" و...اینبار با "هفت شنبه" بدست آورده ، برنامه ای از شبکه رادیویی جوان که هر جمعه عده زیادی از خانواده های ایرانی را گرد رادیو به میهمانی خنده و نشاط و ترانه دعوت می کرد.با این آماربسیار بالای مخاطب مهر پر افتخار دیگری بر لوح زرین این رسانه به حساب میآمد، این افتخار نتیجه زحمت تمام مسئولین و تمام دست اندرکاران این برنامه است برنامه ای که بر دل و جان مخاطبش نفوذ کرد و حالا.... و حالا با تمام شایستگیهای برنامه و دلبستگیهای مخاطب متاسفانه شاهد اتفاقات ناخوشایند هستیم که حدود 2 ماه است دامن این برنامه را گرفته آقای" فرزاد حسنی" یکی ازعوامل برنامه که درسمت کارگردان و بازیگردربرنامه حضور داشتند ناگهان از برنامه حذف شدند.با تمام احترامی که برای سایرعوامل " هفت شنبه" قائلیم و هرگز نمیتوانیم زحمات آنان را نادیده بگیریم اما چیزی را روشن تر از آن میبینیم ، به روشنایی روز که نمی توان آنرا انکار کرداین عامل غیر قابل انکار حضور مفید و شایسته ی دردانه ی رادیو و تلویزیون آقای " فرزاد حسنی" است.حضور جوانی آگاه که به لطف خدا توانست شکل زیبایی از تاثیرات معنوی را روی مخاطبانش داشته باشد ، چون از جنس مخاطب و با آنان همدل بود و تاثیر این همدلی همان چیزی است که باعث شد امروز "هفت شنبه" بدون حضور ایشان خلاء عظیمی را تجربه کند،هفتشنبه ای که پر از شور و انرژی و نقاط طلایی معنوی و فرهنگی و ...بود. با همان تاثیری که یک رسانه باید داشته باشد؛ پس باید با همان شور معنوی به کار خود ادامه دهد و این در راستای سلیقه مخاطب امکان پذیر است در حالی که حالا شاهد تغییراتی نا خوشایند در برنامه هستیم که آغاز آن همان عدم حضور" فرزاد حسنی" به عنوان بازیگربرنامه بود، بعد از این شوک بزرگ که از طرف برنامه به مخاطب وارد شد هفته به هفته ( هردم از این باغ بری می رسید*** *** تازه تر از تازه تری می رسید.)جذابیت های برنامه به طرز آشکاری جای خود را به برخی صحبت های کسل کننده و بخش های عاری از نکته ای طنز آمیز داد وقطعه های طنز جای خود رابه اعلام پی در پی ساعت ومکالمات شخصی بازیگران و هر از چند دقیقه ای پخش ترانه ای تکراری داد.... به طور کل اهداف برنامه دچار نوسان شد واز مسیر اصلی خودمنحرف گردید و این چیزی نبود که از چشم مخاطب پنهان بماند یا براحتی از کنار آن بگذرد.
و احترام به شعور و خواست مخاطب عام علی الخصوص نسل جوان این مملکت که نیازی مبرم به برنامه های اینچنینی دارد و همچنین در جهت سوق و دستیابی به اهداف عالی رسانه ملی ، نسبت به پیگیری مورد فوق و دعوت دوباره از بازیگر این مجموعه که مطمئنا در اعتلای بسیاری فرهنگ ها و هم چنین به جا گذاشتن سبکی جدید در رادیو و تلویزیون نقشی بسزا و موثر ایفا کرده اند ، اقدامات لازم را اتخاذ فرمائید. قبلا از مساعدت جنابعالی در رفع این مشکل و پیگیری خواست و نیاز مخاطبان نهایت سپاس و تشکر را داریم. و من الله توفیق
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رونوشت برای آقای گیل آبادی و آقای سیفی
اینو پرینت بگیرین تا من تا ظهر شماره ها رو میذارم.
ما هدفمون همه یکیه و برای رسیدن به این هدف که برامون مقدسه از یک جا و با هم شروع کردیم درست مثله جریان آب پس باید بازهم با این جریان حرکت کنیم تا بازیگر ۷ شنبه رو برگردویم . ایشالا...
راستی جشن رو یه بار میگم برا اونایی که نمیدونن :۴ خرداد ماه ساعت ۵ بعدازظهر پارک ارم
پست بعدی ایشالا... با کلیپ و عکس برمیگردیم.
دیگه سفارش نکنما حتما فاکس کنید هر کسی هم کرد خبر بده.
در اخر هم از نیلوفر جونم خیلی خیلی تشکر میکنم .ناز شصتت
نوشته شده توسط مرضیه توکلی
|+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 6:28 قبل از ظهر |
توپ توپ توپ شروع میکنیم.
یه سلام گرم و صمیمی به تموم دوستان خوبم
سخن اول: درسته که از اوایل نوروز امسال مدام پشت سر هم حالمون گرفته شده و خلاصه دل و دماغ آپدیت کردن برام نمونده بود ولی بدون تعارف میگم اگه شماها و کامنت هاتون نبود نمیدونم چه جور میتونستم تحمل کنم ونمیدونید چقدر خوشحالم و افتخار میکنم که همراه سحرجون این وبلاگ رو مدیریت میکنم خدا رو شاکرم که چنین دوستان نازنینی بهم عطا کرده امیدوارم بتونیم مثله همیشه پاسخگوی این همه محبت شما رو داشته باشیم و هر روز بیشتر اسباب رضایت شما رو فراهم کنیم و خلاصه یه دوست خوب براتون باشیم.
و اما ... اگه یادتون باشه اولا روال کار وبلاگ اینجوری بود که جواب سوالهای شما رو توی پست جدید میدادیم ولی از شروع دوباره ی وبلاگ ماشالا... تعداد بازدیدکنندگان چندین برابر شده گفتیم اگه بخوایم صبرکنیم جواب کامنت هارو توی پست جدید بدیم پست هم خیلی طولانی و خسته کننده میشه وهم از زیباییش کاسته میشه براهمین تصمیم گرفته شد جواب دوستای خوبمونو پا به پا شون توی نظرات بدیم اینجوری خیلی بهتره نه؟
واقعا"از این همه "صمیمیت" و "همکاری" که بینمون حاکمه لذت میبرم درسته که پاتوق توپ دیگه اون پاتوق نیست ولی خدا همیشه یار ما بوده و خوبه که همه مون اینجاییم پس بیاین برای برگردان پاتوق به پاتوق اون روزا تموم تلاشمونو بکنیم.با اعتصاب و گذاشتن کامنت مشترک به یه نتایجی رسیدیدم پس این بار نوبت اعتراضیه ست .پس دوستان خوبم متن پست قبلی رواگه بتونید به اون دوشماره فاکس کنید خیلی عالی میشه اگه هم امکانش براتون نیست پس حتما" حتما" متن رو بنویسید و پست کنید به صندوق پستی رادیو جوان و بازهم تکرار میکنم پشتش بنویسید برسد بدست "آقای گیل آبادی".تا الان تا اونجایی که یادمه دوستای عزیزم "دنیا و نیلوفر وفرنوش وندا "والبته خودم فاکس کردیم و ملیکا جون هم پست کرده .بجنبید باید کولاک کنیم خواستن توانستن است اگه به جایی هم نرسیم حداقلش اینه که ثابت میکنیم که چه طرفدارانی هستیم و برای دفاع از ارزشهامون تلاش میکنیم.هرکس با ما متحد شد و فاکس یا پست کرد خبرشو بده.منتظرما. راستی دیگه برا من اف نذارین چون بدستم نمیرسه برام ایمیل بزنین بعدش هم بهم بگین که ایمیل زدین تا برم چک کنم.
اینم عکس:
اینم یه ژستر که زحمتشو سینا خان کشیده
و اما کلیپ اولیش ترانه ی اکسیژن:
اینم مصاحبه سروش که خیلی ها نخونده بودند:
بچه درس خوانی که افتاد تو کوله پشتی(1) بچه درس خوانی که افتاد تو کوله پشتی(2)
ایشالا... بتونم سی دی که ترنم زحمتشو کشیده ببینم براتون همشو یکی یکی میذارم.
نوشته شده توسط مرضیه توکلی |+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:50 قبل از ظهر |
کلیپ و عکس
سلام به همه شما دوستان گلم
دوستان یک بار دیگه باهم متحد میشیم تا دفاع کنیم از ارزشها به خاطر لحظات زیباوفراموش نشدنی شب ارزوها ،نیمه شعبان،5روز اول ماه رمضون به خاطر روزهای خوشی که در کنار رادیو داشتیم .این متن رو فاکس کنید به این دوشماره حتما فاکس کنید اگه یه موقع نمیتونید حتما بنویسید و پستش کنید حتما" پشت پاکت نامه هم قید کنید برسد بدست آقای گیل آبادی مدیر محترم شبکه ی رادیویی جوان.
جناب آقای دکتر شهرام گیل آبادی مدیریت محترم شبکه سراسری رادیوجوان ضمن عرض سپاس و قدردانی از جنابعالی به دلیل تغییرات شگرفی که در عرصه رادیوجوان به همت و تلاش شما و همکاران عزیزتان به وقوع پیوست، ما مخاطبان و علاقه مندان به شبکه رادیویی تحت حمایت و پوشش شما بدینوسیله از حضرتعالی استدعا داریم به پاس حرمت به علایق و سلایق مخاطبانی که با عشق و علاقه برنامه های تولیدی شما را پیگیری و از آن لذت می برند و هم به نشان درک و احترام به شعور و خواست مخاطب عام علی الخصوص نسل جوان این مملکت که نیازی مبرم به برنامه های مفرح و شادی بخش دارد و همچنین در جهت سوق و دستیابی به اهداف عالی رسانه ملی ، نسبت به پیگیری درخواست ما مخاطبان نسبت به دعوت دوباره از کارگردان و بازیگر برنامه طنز هفت شنبه که مطمئنا در اعتلای بسیاری فرهنگ ها و هم چنین به جا گذاشتن سبکی جدید در رادیو و تلویزیون نقشی بسزا و موثر ایفا کرده ، می کنند و خواهند کرد، اقدامات لازم را اتخاذ فرمائید قبلا از مساعدت جنابعالی در رفع این مشکل و پیگیری خواست و نیاز مخاطبان جوانتان نهایت سپاس و تشکر را داریم. اینم شماره ی فاکس گروه ورزش و روابط عمومی رادیو جوان: 22045044-22056633 اینم صدوق پستی:۵۷۴۷-۱۹۳۹۵ شنیدم که با هم رفتید نمایشگاه و بهتون کلی هم خوش گذشته. خوشحالم که بهتون خوش گذشته. خیلی دلم می خواست منم اونجا بودم و باهاتون میومدم. خلاصه اینکه حسابی دلمو آب کردید. به مرضیه جون هم گفتم یه قراره دیگه برای تابستون بذاریم که منم بتونم بیام. خیلی دوست دارم ببینمتون. تابستون می خوام تمام فیلمهایی که از آقای حسنی دارم رو بیارم تا بزنم رو سی دی و وقتی برگشتم بذارمش تو وبلاگ. نقد و مصاحبه با عوامل سریال کمکم کن و قسمتهایی از این سریال, مصاحبه رسول نجفیان با فرزاد حسنی در برنامه چشم انداز, برنامه جام جم, بهترینهای جام جم و ... راستی اونایی که ماهواره دارن و سریال برای آخرین بار با بازیه فرزاد حسنی رو ندیدن یا دوباره می خوان ببینن میتونید از شبکه پی بی سی این سریال رو تماشا کنید. روزهای دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ به وقت لس آنجلس که به وقت تهران میشه سه شنبه ها ساعت ۶:۳۰ صبح. تکرارش هم سه شنبه شبها ساعت ۱۸:۳۰ به وقت تهران. این هفته قسمت دومش رو می تونید از شبکه پی بی سی تماشا کنید. و اما کلیپها... . اولین کلیپی که می خوام براتون بذارم قسمت دوم برنامه کوله پشتی هستش. با تشکر بسیار زیاد از دوست خوبم ترنم جون . کلیپ بعدی هم تیتراژ پایانی سریال کمکم کن با صدای مسعود خادم (شعر از فرزاد حسنی) . ۲ کلیپ بعدی که براتون میذارم قسمتهایی از برنامه جام جم که با موبایل گرفته شده. . آخرین کلیپ هم قسمتی از سریال مسافری از هند هستش. (قسمتی که آرش و کتی و دایی جلال تو ماشین هستن و درباره رامین صحبت می کنن) و اینم بقیه عکسهای بهشت زهرا من که کلی حال کردم این عکسها رو دیدم.
وای بچه ها توروخدا دعا کنید منم بتونم بیام برا جشن 7 تایی ها ای کاش تا اون موقع ابجیم برگرده که من بتونم یه بهونه داشته باشم بیام دوباره تهران اخه این دفعه به بهونه ی نمایشگاه اومدم توروخدا دعا کنید جور بشه بیام.
نوشته شده توسط سحرومرضیه
|+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:1 قبل از ظهر |
زود زود برگشتیم
سلام به همه ی دوستان خوبم راستش قرار نبود به این زودی آپدیت کنیم تازه نوبت سحر جون هم بود ولی دیدم گناه داره بیش از این منتظرتون بذارم دیگه هول هولکی آپدیت کردم . پست جدید رو با متن زیبای اقای حسنی که در آخرین برنامه ی "به بهار فکر کن"آغاز میکنم و جا داره از سارا جون و رویا جون تشکر کنم که متن رو برام نوشتند.
در دستانم قلب آسمان مي تپيد انگار همه ي ابرها همه ي باران ها در چشمان من خلاصه مي شد من تا آن لحظه روز را خلاصه كرده بودم شب را مختصر كرده بودم رنج را كوتاه كرده بودم آرزو را لاغر كرده بودم اما هرگز ،هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم هرگز تا امروز....... و جهان در تو مختصر شد تويي كه مي ديدمت در بيداري و گم مي كردمت در خواب چقدر در رؤيا بيدار بودم و درحقيقت خواب براي همه ي افسون ها و افسانه ها در خاطر نگه مي دارمت تويي كه نمي شناختمت به اين آشنايي و حال مي شناسمت به اين تنهايي و امروز بايافتن نايافته ها كارم سخت شد مانندخلاصه كردن دنيا كارم سخت شد اما هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم هرگز تا امروز....... بگذار هر طره اي كوتاه شده ي مسيري تاريك باشد و طولاني بگذار هر تاق ابرويي خلاصه ي قوسي باشد به بالا بلنديٍ شمسه ها ي آسماني بگذار هر چي ناشكن كم تر شده ي موج در موج بلا و شكن در شكن تيغ هاي اريان باشد بگذار بگويم اما هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم هرگز تا امروز....... برادر مختصر شد در نفس پنهان مادر كه تا دير وقت بيدار بود.پدر مختصر شد در چشم هاي نيمه باز خواهر كه تا دير وقت بيدار بود . خواهر مختصر شد در انتظار پدر كه تا دير وقت نمي آمد ومادر مختصر شد در يافتن برادر در پشت شيشه ي دير آمدن . و با اين همه اختصاراما هرگز ،هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم . هرگز تا امروز....... تمام صورتم در يك وجب دستانم اندازه مي شد و تمام وجودم در يك عجب نگاه تو . من اين عجب را وجب به وجب تا پيش تو آمدم و پس رفتم اما هرگز به خلاصه كردن دنيا فكر نمي كردم هرگز تا امروز....... «و تو ،تو ،وتو بند بند خاطره را با من پيوند دادي شكفته تر از هر لبخند. و تو ،تو ، وتو ناله ناله عشق را تطهير نمودي شكفته تر از هر رؤيا . و تو ، تو، وتو فاصله فاصله ي جدايي را مرهم نمودي شكفته تر از هر اعجاز و تو ، تو، وتوقلب را،اعتماد را ،راستي را لاله هاي واژگون را و حس خوب دستان گره در دستان هم را به من سپردي تو دنيا را خلاصه كردي در و من مختصر شدم در تو و هرگز ابدي شد تا هميشه از من تا تو از تو با من.همين وبراي هميشه تمام........»
واما پاسخ به سوالات شما:
فرناز خانم معروف به" خودمم" من بهتون ایمیل زدم نرسید؟ ببینید بچه ها من جمعه همین هفته میام نمایشگاه کتاب از صبح تا شب اونجام اگه موافقین قرار بذاریم صبح جمعه دم درب نمایشگاه هرکی موافقه بگه تا دقیق تر قرار رو بذاریم.یکم همت میخواد تا بتونیم همدیگه رو ببینیم. ......................... لپ تپلی جون متاسفانه من با تور میام تهران برا نمایشگاه ایشالا... اگه شد تابستون هم یه قرار درست درمون میذاریم. ......................... به به اریانا ی سکته ای بابا خوبه مرخص شدی از ccu اومدی کامنت گذاشتی وگرنه باید قرار میذاشتیم با بچه ها بهشت زهرا دنبالت بگردیم.منتظر عکسهات هستم. ........................ میترا جون من آهنگی رو که میخوای ندارم اگه پیدا کردم چشم.در مورد تماس با روابط عمومی شبکه 3 هم موافقم البته عنوان هم بشه با اجرای آقای حسنی. ........................ سپیده خانم رنجی نمیدونم منظور شما از این کارا چی بود ولی ما به اعتراض و بعضا"توهین عادت داریم.خدا همه رو ببخشه بنده ی حقیر چیکارم؟!
و اما اتحادی دیگربرای رسیدن به هدفی مهم تر: بچه ها یه بار دیگه اتحاد این دوتا جمله رو هر کسی بذاره و خواهشا بعدش دیگه کامنت نذارید مگه ما با پاتوق خداحافظی نکردیم مگه اقای حسنی برگشت که بعضی از دوستان اعتصاب رو شکوندند. دیدید کامنت مشترک و اعتصاب نتیجه داد و ایشون به عنوان کارگردان برگشتند پس بازم اتحاد بازم و کامنت مشترک تا ایشالا... به 7شنبه هم برگردند به عنوان بازیگر.
این دوتا جمله رو با هم بذارید جمله ی اول که مال منه قبلا هم گذاشتیم دوباره بذارید جمله ی دوم هم که نداجون رادمهر گفت اونم دنبال جمله ی اول بذارید. " نبود اقای حسنی در 7شنبه و رفتنش به این شکل برای ما با پایانه 7شنبه فرقی نداره.خداحافظ پاتوق ،خداحافظ باشگاه ،خداحافظ خنده ها و گریه های خاطره انگیز وخداحافظ 7شنبه." هميشه براي ساخته شدن رنگين كمان / هم به باران نياز است و هم به آفتاب. من به عنوان يكي از هفتايي هاي هفت شنبه از شما تقاضا دارم مسئله عدم حضور آقاي فرزاد حسني بعنوان بازيگر در مجموعه هفت شنبه را حل كنيد تا اين رنگين كمان هفت رنگ دوباره شكل بگيرد با تشكر راستی رفتید تو سایت اهدا عضو بشید میدونم خیلی هاتون عضو شدید ولی احیانا"اگه هنوز تعدادی هستند که عضو نیستند بجنبید دیگه.ایشالا... چند وقته دیگه هم کارت عضویت براتون میاد دم خونتون.
بچه ها در مورد عکس هم یه توضیحی بدم فاطمه جون عکس نداره راهله و مهشید جون نتونسته بودند عکسایی که سمیرای عزیز برا من فرستاده بود و من گذاشته بودم تو وبلاگ ببینند که فاطمه جون براشون ایمیل کرد حالا منم برای راحتیتون و اینکه بعضیا نتونستند ببینند دوباره میذارمشون.
و حالا ۳تا عکس از نیلوفر عزیز:
اینم خود نیلوفر جونه که تو عکس سمیرا میتونید از روبه رو ببینیدش
دیگه خیلی عکس شد .باز هم از سمیرا جون و نیلوفر جون تشکر میکنم هم از جانب خودم و سحر هم از طرف همه ی بچه ها.بابا با مرام
نوشته شده توسط مرضیه توکلی |+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:42 بعد از ظهر |
سالروز تولد استاد مرحوم منوچهر نوذری
امروز به احترام مرحوم منوچهر نوذری پست جدید رو در مورد ایشون آپدیت میکنم.
ما که لیاقت نداشتیم امروز بیایم سر خاک ایشون من که اصفهانم سحر جون هم که اصلا اینجا نیست.حیف واقعا حیف .چقدر مشتاق دیدن ۷تایی ها و دوستام بودم.ایشالا... برا نمایشگاه کتاب.
اینم چند جمله از اقای حسنی در غم از دست دادن استاد: شگفتی به پایان رسید! اعجابی دیگر به خاموشی نشست و این همه در برابر چشمان ما اتفاق افتاد. این چند روز اسمان غبارالود بود و چشمان ما گم.استاد فرصت را غنیمت شمرد. این بار هم حاضر جوابی کرد و در غیبت و رندانه لبخند را گیر انداخت.تکرارش تا انجا که من می بینم محال است و تا انجا که امید دارم سخت. منوچهر نوذری بهانه ی من بود برای حرف زدن و حال بی بهانه زیستن سکوت را دامن می زند. استادم نیست هر سه چراغش خاموش است حالا من از کی بپرسم؟ از کی بپرسم؟ دیوارهای این ساختمان بارها و بارها از قهقهههای تو لرزید، اما امروز حیاط این ساختمان در سکوت ماتم تو نشسته است دوستان هر کس متن کامل یا کامل تر رو دارم برام ایمیل کنه.
اینم دوتا عکس به مناسبت این روز:
اینم یه سورپیریز برای شما
اینم یه عکس از مزار مرحوم نوذری البته مال امروز نیستا.از نداجون بی نهایت ممنون
دوستای گلم اینم دوتا عکس از مراسم دیروز که سمیرا جون زحمتشو کشیده دستش درد نکنه.(۱)
نوشته شده توسط مرضیه توکلی
|+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:35 قبل از ظهر |
کلیپهای قدیمی
سلام به همه شما دوستان نازنینم.
من واقعا نمیدونم چی شده که آقای حسنی دیگه نمی خواد تو ۷شنبه برنامه اجرا کنه. کسی چه میدونه؟ اصلا شایدم برگرده. به هرحال باید صبر کرد و دید. راستی بچه ها مرسی که کامنت میذارید و در کنار ما هستید. آنت عزیز منم ازدواجت رو بهت تبریک میگم. انشاالله که خوشبخت بشی. خیلی وقت بود که آپدیت نکرده بودم ولی حالا که دارم آپدیت می کنم می خوام براتون یه عالمه کلیپ بذارم. کلیپ جدید ندارم چون می خواستم قسمتهای آخر مسافری از هند رو براتون بذارم.ولی باید قسمتهایی رو که اقای حسنی بازی دارن رو ببرم و کنار هم بذارم اما نمیدونم چرا نشد. اجازه بدین روش کار کنم بعد که تمام شد براتون میذارم. آقای حسنی هم که دیگه تو ۷شنبه نیست ازش براتون کلیپ بذارم. اولین کلیپی که می خوام براتون بذارم همون سورپریزیه که بهتون گفته بودم. فاطمه جون حدست درست بود عزیزم. کلیپی که می خوام براتون بذارم قسمتهاییه از برنامه پرمخاطب کوله پشتی. (به قول آقای حسنی کوله پشتی منو کشتی) این کلیپ رو ترنم عزیزم زحمتش رو کشیدن و برای من فرستادن. البته بقیه کلیپ رو قرار شده برام بفرستن. پس فعلا این رو داشته باشید تا بعد این کلیپ همون قسمتیه که مادر آقای حسنی زنگ میزنن به برنامه کوله پشتی این هم عکسی از برنامه کوله پشتی
و اما کلیپهای قدیمی: . تیتراژ فیلم سینمایی بازنده به کارگردانی قاسم جعفری (شعر از فرزاد حسنی) . کلیپی از برنامه ۷شنبه: هشنگ (فرزاد حسنی) پای تلفن . باز هم کلیپی از ۷شنبه:هشنگ و ۷ دقیقه تنهایی . این هم یه کلیپ تصویری قدیمی از مسافری از هند: همون قسمتی که پدر کتی مرده و آرش میگه من دارم میرم بعدا میام دونبال مامانمینا.... . و اما یک کلیپ دیگه از ۷ شنبه که خودم خیلی خوشم میاد. هر وقت این کلیپ رو گوش میدم کلی می خندم. خوب دیگه برای امروز بسته.
نوشته شده توسط سحر
|+| نوشته شده توسط سحر و مرضیه در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:27 قبل از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() متولد 21 شهریور سال 1356 در خانی آباد.
ترانه سرا, مجری, بازیگر و کارگردان رادیو و تلویزیون منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نويسندگان
سحر و مرضیهسحر مرضیه توکلی نوشته های پیشین
آذر 1386آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 پيوندهای روزانه
سایت رادیو جوانویلاگ مرکزی تسنیم به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی دخمل کنکوری سریالهای ایرانی عشق سینما سایت عضویت برای اهدای اعضا گروه هواداران فرزاد حسنی (مخصوص وبلاگ هواداران) آرشيو پیوندها آمار وبلاگ
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |